حجت الاسلام محمد باقر ساعیور از اساتید حوزه در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به اهمیت توجه به موضوع «حجاب» به پاسخ برخی از شبهات در مورد حجاب پرداخت.
استاد حوزه بیان کرد: یکی از مباحث مربوط به خانواده در قرآن، رعایت حجاب در جامعه است که سلامت معنوی خانواده را تأمین می کند و یکی از عوامل استحکام خانواده است.
وی با اشاره به انتشار شبهات بسیاری که در موضوع حجاب در شبکه های مجازی تصریح کرد: اگر شبهه و سؤال با انگیزه رسیدن به حقیقت باشد، پلی به سمت کمال است؛ اما اگر شبهه بهانه ای برای قبول نکردن باشد، مربوط به بحث علمی نیست؛ بلکه بهانه گیری برای فرار از حقیقت است.
حجت الاسلام ساعی ور یادآور گردید: قرآن کریم در برخی از مباحث دینی، همانند معاد، مطرح کرده که برخی از افراد، نه به خاطر یافتن حقیقت، بلکه از جنبه شهوت و فرار از مسئولیت، انکار قیامت می کنند و سؤالشان از زمان برپایی و چگونگی آن، بهانه ای است تا مسئولیت قبول نکنند. پس هیچ اشکالی ندارد که انسان شبهه داشته باشد؛ اما نباید در شبهه بماند و به دنبال بهانه هم نباشد.
وی افزود: علامت طالب حقیقت آن است که تنها حرف نمی زند؛ بلکه خوب گوش می سپارد. در آیات قرآن مطرح می شود که برخی از مشرکین به نزد پیامبر (ص) می آمدند تا فقط با حضرت جدال کنند، حرف خودشان را بزنند و بروند؛ اما گفتگوی سالم آن است که حرف طرف مقابل را هم بشنویم. اگر فقط حرف خودمان را زدیم و رفتیم، پیگیر حقیقت نیستیم؛ بلکه به دنبال بهانه می گردیم. باید افرادی که دم از بحث های حقوق زن و بحث حجاب و آزادی می زنند، اگر انصاف دارند، باید حرف های طرف مقابل را هم بررسی کنند. در بحث علمی هم باید حرف بزنیم و هم حرف گوش کنیم. در زمان سخن گفتن نیز با استدلال حرف بزنیم، و هم حرف را با استدلال رد کنیم. مواردی مانند «دلم نمی خواهد»؛ «از آن خوشم نمی آید» و کلامی شبیه آن ارزشی ندارد. آنچه که در مباحث علمی ارزش دارد، آن است که بیان شود این دلیل برای آن مدّعا است و این مطلب، نقد آن مطلب است. باید گفت این مطلب را قبول نمی کنم؛ چون این نقد بر آن است. اینگونه باید بحث علمی داشت؛ و الا فضا را با شانتاژ، تبلیغ، حرف های توخالی مغالطه کردن، هیچ بحث علمی نیست.
حجت الاسلام محمد باقر ساعی ور اظهار داشت: سؤال و شبهه با بهانه فرق دارد. و علامتش، تحقیق و مطالعه و صحبت با استدلال است.
اولین شبهه: آیه «لا اکراه فی الدین»
حجت الاسلام ساعی ور در ادامه بحث پیشین خود درباره شبهات حجاب، به تبیین معنای آیه «لا اکراه فیالدین» و تمایز آن از قوانین اجتماعی پرداخت.
استاد حوزه بیان کرد: برخی شبهه می کنند که در دین، اکراهی نیست؛ پس نباید کسی را به حجاب مجبور کنیم. در پاسخ باید گفت: اولاً معنای این آیه چیست؟ آیا معنای آیه همان است که برخی برای فرار از مسئولیت و واجبات الهی بیان می کنند؟ این آیه در واقع یک بحث «انسانشناسی» است. ایمان، یک امر قلبی است و در امور قلبی، جبر راه ندارد؛ چرا که امور قلبی جبرپذیر نیستند. شما می توانید کسی را مجبور کنید که با زبان شهادتین بگوید، اما شهادت قلبی را نمی توان با اجبار ایجاد کرد. فرد باید قانع شود، بفهمد و خودش ایمان بیاورد. نمی توان کسی را مجبور به ایمان کرد.
وی افزود: در عرصه دین، ما «واجبات» و «محرمات» داریم و افعال انسان قابل الزام هستند. اگر فردی حق دیگری را ندهد، اموالش را می فروشند و حق طلبکار را می پردازند. قانون یعنی الزام. بنابراین «لا اکراه فیالدین» تنها مربوط به امر قلبی است و امر قلبی قابل الزام نیست و هیچ ربطی به عالم تشریع و قانونگذاری ندارد. انسان به لحاظ تکوینی در ایمان جبرپذیر نیست؛ زیرا ایمان امری قلبی است. پس این آیه مربوط به حوزه انسان شناسی است، نه بحث فقهی؛ تا کسی ادعا کند انسان در تشریع جبرپذیر نیست. انسان در قبال قوانین جبرپذیر است اگر نظام حقوقی را بپذیرد.
حجتالاسلام ساعی ور خاطرنشان کرد: این بحث تنها در مورد حجاب نیست، بلکه در تمام دنیا قوانین مساوی با الزامات هستند. در دین نیز انواع الزامات حقوقی، قضایی و جزایی وجود دارد. آیه «لا اکراه فیالدین» ربطی به شریعت، قانون و حقوق ندارد، بلکه آیهای فلسفی و انسانشناختی است که حیطه ایمان درونی را از حوزه عمل اجتماعی جدا میکند.
شبهه دوم: حجاب، مانع فعالیت های اجتماعی است.
حجت الاسلام ساعی ور خاطرنشان کرد: شبهه می کنند که فعالیت نصفی از جمعیت یک کشور، با حجاب، می خوابد؛ این هم دروغ عجیبی است که بدون تحقیق بیان شده است. شاید عکسش درست باشد که «اگر افراد، به شکل مختلط، با لباس های زننده و جذاب، با وضعیت غیر عادی آرایش، با هم کار کنند، محیط کار، تبدیل به محیط غیر مناسب خواهد شد و راندمان کار، کاملا کم می شود و از هدف خود، منحرف خواهد شد. این هم نباشد، زندگی محجبه ها نشان می دهد، فعالیت هایی که انجام می دهند، حجاب هیچ مانعی برای انجام کار آنها نبوده است. ممکن است در یک فرهنگ و آداب و رسومی، انسان هایی مانع از انجام فعالیت آنها بشوند؛ این مطلب، ربطی به بحث حجاب ندارد.
شبهه سوم: دلت پاک باشد
استاد حوزه علمیه قم بیان کرد: شبهه می کنند که دلت پاک باشد. ممکن است که ظاهر انسان، خوب باشد، اما در دل، پاک نباشد. این هم مغالطه ای است که می گویند. مگر کسی گفته است که دل انسان پاک نباشد؟ اما نکته در این است که دل انسان با عمل صالح است که پاک می شود. این هم بحثی انسان شناسانه است. تا به روح، غذا ندادید، روح، سالم نمی شود. روح، با عمل صالح، یا عمل فاسد، تنزل، یا رشد می کند. در هر حال، انسان با عملش به روحش غذا می رساند. بیان آنها مغالطه است و گویی عمل انسان، هیچ نقشی نسبت به روح انسان ندارد.
شبهه چهارم الانسان حریص علی ما منع»
حجت الاسلام ساعی ور خاطرنشان کرد: شبهه می کنند که اگر چیزی بر انسان ممنوع بشود، انسان نسبت به آن حریص می شود. این هم مغالطه ای است که ناشی از عدم شناخت انسان است. نوعا کسانی که این شبهه ها را مطرح می کنند، برای توجیه نحوه زندگی خودشان است. اهل دقت و اهل فضل و مطالعه و تحقیق در این موضوعات نیستند؛ و تنها می خواهند زندگی خود را توجیه کنند.
وی افزود: از لحاط انسان شناسی، غرایز انسان با فضای باز سیر نمی شود. بیان آنها ناشی از عدم شناخت انسان و غرایز انسان، و مخصوصا غرایز جنسی انسان است. فکر می کنند انسان با فضای باز و با روابط باز سیر می شود و میلش تمام می شود و مسیر پاک و سالمی پیدا می کند. غرایز انسان مانند آتش است. هر مقدار به او غذا داده بشود، باز طمعش بیشتر می شود؛ ببینید تنوع هایی که در برخی از کشورها نسبت به جنس مخالف، از جنس انسان به حیوانات است، حکایت از آن می کند که اگر غرایز کنترل نشود، شعله ور می شود و سرمایه های انسان را خراب می کند. پس اولا اینگونه نیست که غرایز انسان با فضای باز سیر بشود. ثانیا مگر اینگونه است که اسلام می خواهد غرایز انسان را محکوم و پایمال کند؟! اسلام می خواهد غریزه را کنترل کند. پس بهترین روش، تعدیل غریزه است که نه شعله ور بشود و نه خاموش و سرکوب بشود. از این رو هم تراز با حجاب، به بحث نکاح توجه داده است که چقدر ثواب دارد. به همین خاطر، احکام دین، مجموعه به هم پیوسته ای است و فقط بحث حجاب نیست بلکه کنار آن، بحث ازدواج و ساده گیری و تسریع در بحث ازدواج است؛ این موارد حکایت از آن می کند که این غرایز نه کاملا سرکوب بشود؛ و نه کاملا آزاد باشد که منجر به خرابی زندگی انسان بشود. این دروغ کامل است که می گویند با فضای باز، عطش روحی انسان از بین می رود.
شبهه پنجم: کدام آیه می گوید که حجاب واجب است؟
استاد حوزه در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه کدام آیه وجوب حجاب را بیان میکند؟، تصریح کرد: برخی ادعا میکنند که آیه صریحی در مورد وجوب حجاب وجود ندارد؛ در حالی که آیات متعددی در قرآن کریم به این موضوع اشاره دارند. علاوه بر این، حجاب به استناد ادله فقهی واضح و روایات معتبر، از ضروریات و واجبات دینی محسوب می شود. استدلال به آیات قرآن و همچنین سنت قطعی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، وجوب حجاب را به صورتی روشن ثابت می کند.
شبهه ششم: آزادی انسان در انتخاب
حجتالاسلام ساعیور، به نقد دیدگاه «آزادی مطلق انسان در پوشش» پرداخت و مبانی الهی و حقوقی الزام به رعایت شریعت را تشریح کرد.
وی خاطرنشان کرد: برخی میگویند انسان آزاد است و نحوه پوشش به خودش مربوط است و به دیگران ربطی ندارد. این ادعا یک مغالطه است؛ چرا اگرچه ممکن است به دیگران مرتبط نباشد، اما به خدای متعال مربوط است. انسان نسبت به خدا آزاد نیست. آزادی فرد تنها در رابطه با دیگران معنا دارد. به همین دلیل، اگر خدا ولایت را به شکل امر به معروف و نهی از منکر جعل نکرده بود، شاید به دیگران ارتباطی نمیداشت. اما هنگامی که خدا این اصل را مطرح میکند، میفرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ؛ یعنی میان مؤمنان ولایت متقابل برقرار کردم تا یکدیگر را به نیکی دعوت و از بدی بازدارند. این ولایت، جعل الهی است و پوشش را از یک انتخاب صرفاً شخصی به یک مسئله اجتماعی مرتبط با نظم دینی تبدیل میکند.
استاد حوزه افزود: انسان در برابر خدا عبد است. از جنبه عرفانی، خدا از خود انسان به خودش نزدیکتر است. گاه انسان ادعا میکند: «خودم میدانم چه کار کنم»؛ اما هنگامی که بفهمد جانجانان چه میگوید، درمییابد که او بهتر میداند انسان به چه چیزی نیاز دارد. از جنبه حقوقی نیز خدا مالک و خالق انسانها است. وقتی میگویید «من آزادم»، منشأ این آزادی چیست؟ منشأ آزادی، مالکیت است. در جهانبینی توحیدی، خدا مالک ماست و ما مملوک اوییم؛ پس نسبت به او آزاد نیستیم. آزادی در مکتب غرب بر اساس اومانیسم و انسانمحوری است، نه خدا محوری. به همین دلیل در فضای دین، از واجب و حرام سخن میگوییم. واجب یعنی باید انجام شود و وجوب آن از خالقیت، مالکیت و ربوبیت خدا سرچشمه میگیرد. همان که قرآن میفرماید: «أَطِیعُوا اللَّهَ». مبنای اطاعت، مالکیت خداوند است.
حجت الاسلام ساعیور بیان کرد: از جنبه قرآنی نیز اگر انسان خدا را عبادت کند و دستوراتش را عمل نماید، به رشد کامل میرسد؛ زیرا خدا نیازهای انسان را بهتر از خودش میشناسد. بحث شناخت نیازهای انسان و راه رشد او، یک بحث اساسی قرآنی است. حجاب نیز به عنوان یکی از این دستورات، در این مسیر قرار دارد.
وی تأکید کرد: آزادی در اسلام مطلق نیست و در چارچوب رابطه عبد و مولی معنا مییابد. از این منظر، احکامی مانند حجاب نه تنها تکلیف فردی، بلکه به دلیل جعل ولایت اجتماعی از سوی خدا، به نظم عمومی جامعه نیز مرتبط است و فلسفه آن رشد و مصلحت خود انسان دانسته میشود.
حجاب حق الله است؛ نه حق الناس
حجت الاسلام ساعیور با اشاره به ماهیت احکام الهی تأکید کرد: انسان حق ندارد در مسائلی که بهطور واضح در حیطه تکالیف شرعی تعریف شده اند، به تشخیص شخصی عمل کند. آبرو، عزت و عفت، از «حق الله» هستند؛ یعنی حقّی که متعلق به ذات اقدس الهی است و افراد مجاز به تضییع یا معامله بر سر آنها نیستند.
وی افزود: انسان نمی تواند به محیطی وارد شود که آبرویش در معرض خدشه قرار گیرد یا شخصیت و حیثیت خود را بفروشد؛ چرا که آبروی انسان، همچون اعضای بدنش، ملک شخصی و در اختیار مطلق خود او نیست.
کارشناس دینی با اشاره به حکم حجاب، تصریح کرد: حجاب نیز در زمرهی «حق الله» قرار دارد و از مقولهی «حق الناس» نیست که شخص بتواند بگوید من خود تشخیص میدهم که حجاب داشته باشم یا خیر. از آنجا که این حکم، دستور مستقیم خداوند است، بر هر فرد مؤمنی واجب است که آن را اطاعت کند.
حجت الاسلام ساعیور خاطرنشان کرد: تنها در صورتی می توان از این تکلیف سخن نگفت که فرد، اساساً منکر خداوند، خالقیت و مالکیت او باشد و به اصل توحید معتقد نباشد. اما وقتی فردی خود را مسلمان می داند و توحید، رسالت و مالکیت مطلق پروردگار را می پذیرد، نمی تواند ادعا کند که در برابر دستورات او «آزاد» و مختار است. پذیرش اسلام، به معنای تسلیم در برابر احکام الهی است.
شبهه هفتم: حجاب از عفت جدا است.
استاد حوزه اظهار داشت: برخی مدعی هستند که حجاب امری ظاهری و بیرونی است، در حالی که آنچه مهم است، عفت درونی است. این نگرش، نوعی فریب خود محسوب میشود.
وی افزود: اگرچه حجاب و عفت دو مفهوم مستقل هستند، اما بیحجابی در جامعه، زمینهساز بیعفتی است. هر رفتار و ظاهری در اجتماع پیامی را منتقل میکند؛ طرز ایستادن، سخن گفتن و حتی نوع پوشش، همگی حامل پیامهایی هستند.
استاد حوزه تصریح کرد: هنگامی که فردی با آرایشی خاص و وضعیتی نامتعارف با دیگران تعامل میکند، قطعاً این رفتار معنادار است. قرآن کریم نیز در آیه جلباب دستور میدهد که زنان پوشش خود را حفظ کنند تا به عفت شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.
حجت الاسلام ساعیور خاطرنشان کرد: اگرچه حجاب و عفت از نظر مفهومی جدا هستند، اما یکی میتواند زمینهساز دیگری باشد. پوشش افراد در جامعه پیامدار است و نمیتوان تأثیر آن را در القای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی نادیده گرفت.










نظر شما